.

اشک -
۱۳۸٥/٢/۸
اشک

قدر اشکاتو بدون وقتی که گريت ميگيره

هنوز چشات بی کلکه بايد بگی مبارکه

کاش ميشد يه جوری با گريه هات گريه کنم

به خنده هات نگاه کنم از ته دل خنده کنم

کاش ميشد يه رهگذر تمام غصه هاتو ببره

       جای گريه خنده خنده بياره

تو که نيستی جون ميگيره گريه هام

واسه چشمام فرقی نداره که چقدر حوصله داره

هر جای دنيا که باشيم چشم من مثل يه ابره

دوست داره همش بباره روی کی فرقی نداره

جای اشکای تو بودن هميشه يه آرزو بود

روی گونت جون بگيرم روی لبهات زود بميرم

ريز پاهات ....

تا  می تونستم  معنی کنم  دوست داشتنو

 

 

رهگذر

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]