.

تنهای -
۱۳۸٥/٢/٩
تنهای

تا حالا شده يه هو تو جمع احساس تنهايی بياد سراغت؟؟...

يه جوری احساس تنهايی کنی؟؟...

دلت بخواد سرتو بزاری رو شونه ی يک و زار زار گريه کنی؟؟..

تا حالا شده احساس کنی بار غمت اونقدر

 سنگينه که هيچ موجود فانی ديگه نمی تونه تحملش کنه؟؟...
اگه تا حالا اين احساس ها سراغت نيومدن،

 آرزو می کنم هيچوقت سراغت نيان...

رهگذر

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]