.

با من بمون -
۱۳۸٥/٦/٢٠
با من بمون

گفتي بمون با من بمون

گفتم مي منوم

گفتي با دل تنگي بخون

گفتم مي خونم

گفتم که مست و عاشقم  ديونه تو هر شب خرابم

گوشه ميخونه تو

گفتي ببندم اهدو با ياد تو بستم

گفتي که بايد عاشق ديونه باشم

چون ساقي هر شب ميکش ميخونه باشم

گغتي که بايد خاطرم شرط تو باشه

راه خيال خسته ام خط تو باشه

گفتي که بر ياس تنت پيرهن بدوزم

چون شاپرک باشم که از دردت بميرم

گفتي که دستمو بگير

گفتم مي گيرم

گفتي که از عشقم بمير

گفتم ميميرم

گفتمو گريه کردمو پاي تو  ساختم

اين دل سر به راه آسون به تو باختم

چرا با اينکه مي دونم  خطا کرده ولي

هنوز دلگرم اميدم که بر گرده

رهگذر

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]