در برابر خدا

مهر بر لب میزنم و نیز خاموش میمانم
تو نیز هیچ نگو
که خود میدانم بازنده این بازی منم
تو گنهکار نیستی
مهلتی برای شکستن سکوت می خواستی
و اکنون ......
در این بیابان گرفتار شده ام
بغض راه گلویم را بسته
به جرم سنگینی متهم شدم
دستی می جویم نه برای نجات برای رهایی
 قاصدک به تو اتقدر دورم
که حتی نامت را گم کردم
نفرین بر من
شرمم باد که خود را آدمی خواندم
و تو ای عاشق پاک خدا
و به تعبیر رهگذر
لیک می گویم که لیلیم همچون تو نبود
و این اخرین بهانه بود برای از تو گفتن
و خوشحال باش که این بار از تو نوشتم یه خاطر خودت نوشتم
به سرعت می گذرد 
 
اکنون می توانم بگویم که زندگی کرده ام

/ 42 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
salam

rahgozar benevisid

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و قلم توانمندتان و آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما در تمامی مراحل زندگانی ، باستحضار حضرت عالی میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان. ..".عشق دریچه ی بسوی ملکوت."...بروز شده است ..خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات ارزشمند خود را مرقوم فرمائید ، مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم .... کاش می شد راه انسان بودن را به همه آموخت ....کاش می شد راه خوب بودن را به همه آموخت...کاش می شد دلی را شاد کرد ..برلب خشکیده ای یک غنچه کاشت..کاش میشد با کلامی سرخ و سبز ..یک دل غمدیده را تسکین داد.. .....................درپناه حق و خدا نگهدارتان [گل]

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و قلم توانمندتان و آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما در تمامی مراحل زندگانی ، باستحضار حضرت عالی میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان. ..". از کجا آمدی و بکجا میروی ؟."...بروز شده است ..خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات ارزشمند خود را مرقوم فرمائید ، مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...... ....... بیا تا شمع هم پروانه هم یا ر هم با شیم ...در این صحرا بها ر هم گل هم خا ر هم با شیم....الهی دشمنان دادند دست دوستی با هم ...چرا ما دوستان پیوسته در پیکا ر هم با شیم.....................درپناه حق و خدا نگهدارتان [گل]

سلام

این کیه که هنوز نمیدونه شما ازدواج کردی به هر حال بد نیست که بهش گوشزد کنید شما که میدونید خانوما حسودن

بامداد

من از سرزمین کهنگی می آیم و با بوی نمناک اینجا آشنایم .... کجای قصه خوابیده ای ای رهگذر بادهای خاطرات ...

بیژن آریا Bijan Ariya

درود بر گرامی همدل. مشکلی پیش آمده...نه برای من...برای پرشین بلاگ و در نهایت برای بلاگ و بلاگ نویسی در ایران. اگر دوست داشتی بدانی چه شده به وبلاگ من بیا. شادوپیروزباشی. بدرود.

بهنامترین

وبلاگ اکرنه(مهدی بترابی) بعد از غریب به 40 روز( از 20 تیر ماه 88 تا 31 مرداد ماه 88) با پست حضرت رمضان به روز شد. شما نیز میتوانید در آدرسhttp://akrane.persianblog.ir/ به ایشان خوش آمد بگویید. بهنامترین--یکی از خوانندگان وبلاگ ایشان

مجید

سلام دوست خوبم دوست داشتن بی نهایت زیباست ... منتظرتم [گل]

مجید

سلام دوست عزیزم من هر چند دیر به دیر میام ولی هنوز هستم و به یادتم دوست خوبم و چشم به راه حضورتم در باغ مهربانی ... در پناه حق[گل]