بگير از من تنهايمو

 rrrrrrrrrrrrrrrrrrrrahgozar0000.JPG

دلم تو سايه بون غم نشسته

کنار کوهی از دردم نشسته

چنان شيون کنن گويی که جغدی

به بالين شب مرگم نشسته

انچه که نامش درد بود و رنج

در مقابل استغامتم گريخت من به او خنديدم

فقط يه بار گريستم

و اين بار به خاطر دستای لرزان تو بود

توی که انچنان در دريای غم نشسته ای

که گويی تاکنون خنده بر لبانت نقش نداشته است

الهی کور بشن چشمام که هيجارو نيينه

چه خوب مردن و رفتن اگر زندگی اينه

ای تنديس تنهای و تنها ترين  زيبايی

وقتی چشم به چشم تو می دوزم

آسمان آبی /آبی ترين آسمان

بر اوج وجود خويش احساس  می کنم

پس بگير از من تنهايمو ای که تنهاتری از من

واسه چشن تنهايمون هديه ناقابل توست

لاله پرپری از من

/ 40 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل رز

گل رز

نازنين

سللام خوبی بلاگه قشنگی داری ولی چرا اينقدر ناميد ترخدا اينقدر نا اميدانه ننويس موفق باشی در کل قشنگه

نازنين

من فکر میکنم کسانی که در راه عشق موفق نیستند تنها دلیل نشناختن راه سفر عشق است. راه عشق شاهراهی نیست که بتوان دوان دوان آن را پیمود و بدون هیچ نگرانی و درسریع ترین حالت ممکن به مقصود رسید راه عشق کوله راهی گل آلود در حاشیه یک دهکده نمناک در یک غروب سرد زمستانی است که گاهی خار های اطراف راه و گاهی گل و لای مسیر بر لذت نهایت آن می افزاید . سرما هم مانند بلور الماس در مقابل عاشق می شکند و او به پیش میرود اگر کسی این راه را بر گزیند میتواند در عشق موفق باشد

سعيد

مرا به حرم نفست ياد کن که من تک بوسه ای به يادگار بر خاطره وجودت نهاده ام ....

ماريا

سلام . بچه ها متاسفانه یه آدم روانی یه وبلاگ درست کرده با اسم من و کلی حرفای زشت توی اون نوشته ( همونی کسی که این وبلاگ رو هم هک کرده )لطفا اگه کسی با اسم من ازشما آدرس ، شماره یا هرچیز دیگه ای خواست و یا اینکه خواست باب دوستی رو با شما باز کنه این کارو نکنید . امیدوارم هرچه زودتر خدا به سزای این عمل زشتش برسوندش چون من معتقدم هرکی توی این دنیا بدی کنه جزایش رو هم توی همین دنیا میبینه .

ماريا

سلام دوست خوب.من ماریا هستم که وبلاگ قبلیمو داری و سر می زنی.این وبلاگ جدیدمه.خوشحال می شم بیای و نظر بدی و بگی من باید چی کار کنم.در ضمن من ديشب چون حالم خوب نبود ادرس اين يکس وبلاگمو برای همهء دوستام فرستادمولی چند ساعت بعدش که حالم خوب شد پشيمون شدم.حالا اومدم نوشتم که يکی به اسم من وبلاگ درست کرده.به هر حال با اين کار خودمو بيشتر ضايع کردم.ولی فرقی هم نمی کنه.چون من ماريا مکوندی هستم با چند چهره.

ونوس

با تو دیشب تا کجا رفتم تا خدا وآن سوی ِ صحرای ِ خدا رفتم من نمی‌گویم ملائک بال در بال‌م شنا کردند من نمی‌گویم که باران ِ طلا آمد با تو لیک ای عطر ِ سبز ِ سایه‌پرورده ای پری که باد می‌بُردت از چمن‌زار ِ حریر ِ پرگل ِ پرده تا حریم ِ سایه‌های سبز تا بهار ِ سبزه‌های ِ عطر تا دیاری که غریبی‌هاش می‌آمد به چشم‌ا‌‌‌م آشنا رفتم