دل طوفانی

به دل طوفانی من خدا نگاهی نداره

اين رهگذر بی پناه راهی به جايی نداره

تو آسمون شهر من فقط دل ابرا پره

هيچ ابری بارون نمی شه

آخ از غصه رهگذر زره ای کم نميشه

عاشق بادم نمی شم آخه اونم رفتنيه

جای نوازشاش فقط روصورت من می مونه

میگن با هر کی هم قدم بشی آخر راه جدايی

به هر کی دل بسته بشی عاقبت تنهايی

تو دل رهگذر عشق پرنده ديگه جا نداره

چون يرنده هم خودش ميره پروازشو جا  می زاره

پاکی يه عشق صاف هنوز تو رگام جاريه

حالا خودش ديگه دريا شده اما زلاليش باقی

عاشق شب بودم ولی حالا برام تاريکی

گفتن درد دل رهگذر حکايت از غربت اوست  

کاش به جای گفتنام سکوتمو می فهميدی

خيال می کردم تو چشات صحبت روی عشق منه

غافل از اين که اون چشــــــــــــــــات آينه چشمه منه

/ 45 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماريا

سلام خوبی دوست عزيز وبلاگ قشنگی داری . موفق باشی

يه دوست

سلام وبلاگ باصفاي داری عالی اميدوارم موفق باشی ممنون ميشم سری هم به ما بزنی

يکی مثل خودت

سلام اولين باره ميام اينجا قشنگه شعرتون هم ناز بود منم که عاشق شعر التماس دعا بازم ميام يا علی

روشنک

سلام وبلاگ شما فو ق العاده زيباست تو ام با خوش سليقگی

maryam

salam web loget khoobeha vali dele adam migire man nemidoonam u chand salete va chera enghad ghamgini vali bayad bet begam ke 2nya 2rooze o nabayad enghadr sakht begiri ok? movafagh bashy azizam bybye man ke geryam gereft vala!.........

عنکبوت

سلام.حتمآ خودت خيلی با احساسی که اينقدر بلاگت رمانتيکه!موزيک هم که ديگه ميترکونه!!موفق باشی.راستی عکسهات فوق العاده است.

صبور

غافل از اين که اون چشــــــــــــــــاش آينه چشمای منه...

samira

jaleb bod movafagh bashi

حسين

سلام رهگذر خيلی زيبا وجذاب... چه راحت شعر ميگی ساده وبا حال.. لذت بردم از وبت... بای